خرید بک لینک
کجای کارم؟ ابتدای مسیر یا بخط پایان کدام سمت است؟ نکند تمام شده باشد؟ نکند همه رفته باشند؟ چرا هیچکس اطرافم نیست؟ سرعتم کم است یا زیاد؟ تابلو ها همه چرا قرمزند؟ سبز و آبی ها را کو؟ مقصد کجاست؟ مبدأ ک

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

توی بچگی یه دوربین داشتیم که هر چند وقت یه بار باهاش عکس می گرفتیم. روزگار خوشی بود. ایام به کام. پوشیدن بهترین لباس واسه وایسادن جلوی یه لنز چه ذوقی داشت.ژشتای تکراری و ساده. پیدا کردن قشنگ ترین و پر

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

کوچکم اما نبودت را تحمل میکنمهر چه که بوی تنت کل شما را برد استخال لب، برق چشت، شعله گیسوهایتنظم دنیای خدا را به تلاطم برد است....

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

بیا جرأت و حقیقت بازی کنیم
من حقیقت را انتخاب میکنم
تو سوالی از نام معشوقم می پرسی
و من با هزار تشویش نام تو را می گویم.

بعد تو جرات را انتخاب می کنی
من ماندنت را می خواهم تا ابد
و تو بی کم و کاسب اجرا می کنی.
تنها اینگونه مال من می شوی.
مرد باید روی حرفش بایستد،مگر نه؟

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

خال لب، برق چشت، شعله ی گیسو هایت
برادری باغ گیلاس

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

امشب را برای همیشه در خاطرم نگه می دارم. شبی که در آن بشکنی و زنده بمانی را باید قاب گرفت و به دیوار خاطره چسباند.شبی که در ان غروری نمانده و پوچ تمرین زنده ی دنیایی.شبی که در آن عرق سرد تنت را می نور

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:59

صفحه بندی